از عصر
انقدر قلبم تیر میکشه
ادم سنگ نیستا واقعا :) ی سکتس
از عصر
انقدر قلبم تیر میکشه
ادم سنگ نیستا واقعا :) ی سکتس
من دلشوشکوندم یعنی؟ من که کاری نکردم
اصلا نیومد با خودم حرف برنه
چرا به خودم نگفتتتتتت
چرااااااا
چرا منو آدم حساب نکردی چرا به خودم نگفتی
چرااااااااااااااااااااااا
میشه بیای :) بیا لطفا بیا
بیا با خود خود من صحبت کن:)
خیلی دارم به این موضوع فکر میکنم که چرا با خودم حرف نزدی بهم بر خورد تو حتی منو لایق ندونستی ماجرا رو به خودم بگییی دارم آتیش میگیرم
الان چرا پس با خودم حرف نمیزنی
چرا خودم مقصر میدونم وقتی کاری نکردم؛))))))) چرا وقتی کاری از دستم بر نمیاد خودم سرزنش میکنم
اون میتونست بیااااااد خیلی راحت خودش نخواست خودش نخواست
حتی منو لایق اینکه با خودم درمیون بزاره هم ندونست
ای من بیچاره دلم برات میسوزه
خدایا دوست داری زجر میکشم نه؛)))) دارم ذره ذره آب میشم مشتی
دلم میخواد بااااا همهههههههه قطع ارتباط کنم
دوست
اشنا
فامیل
نمیدونم
ولی ی چیزی بنویس دلم آروم بشه امیدوار بشم
بعضی موقع ها انقدر حالم خرابه و تومرز انفجارم مثل دیوونه ها میگردم ببینم باید چیکار کنم الان با کی حرف بزنم...اما در آخر با کسی حرف تمیزنم حرفامومینویسم یکسری هاش اینجا یکییرس هاش تو دفترم
چقدر خوبه اینجار دارم وگرنه خول میشدم
هرکسی به اندازه فکرو خیالش شبای طولانی و سختی روسپری میکنه
اینکه هر دفع تابستون بخوام اینطوری اذیت بشم چیزی از من نمیمونه
اینکه کی منم قرار خوشحال بشم ونمیدونم!نمیدونم
فقط اینو میدونم که داره مزخرف میگذره روزام خیلییییییی
واقعا آسمون میاد زمین ی بار باب میلم بشه!؟؟؟ چی میشه خدا؟!! اذیتم میکنی چرا
ی چیزی فهمیدم
حالم ی طوریه گیجم
معلقم انگار بین رمین وآسمون
مامان میگه ولش کن فک نکن ولی مگه میشه !