خیلی وقته
خیلی وقته ننوشتمااز روزه مره هام..جونم براتون بگه کهههه...تا عصر درس میخونم..دهم تازه امتحانات شروع میشه خیلی زمان برد این ترم واقعا اذیت شدم پشت هم امتحان دارم از دهم🤦🏼♀️..عصرام بچه ها باشن میرم بیرون...یا با بابا میرم رانندگی و همچنان ایراد گرفتن های بابام از دست فرمون من🫠😂
بچه های قدیمی مه منو میخونن اکیپ مدرسه مارویادتونهه...دوستام که ۸تفر بودیم...الان دیگه همه مشغول یکاری ان...ااز وقتی منونازی دانشجو شدیم بقیه بچه هارو زیاد ندیدیم بعضی اوقات چندتا از بچه ها بیرون میدیم و باهم چت میکردیم ولی هیچ وقت بعد تموم شدن دبیرستانمون جمع نشدیم دورهم..یکسریا پارسال دانشجو شدن ۳نفرم امسال دانشجو میشن...خلاصه مثل قبل دورهم نبودیم ...من واقعا دوست داشتم دوباره اکیپسرپا بشه ...اگه یادتون باشه میدونید چه شیطونایی بودیم خدایییش بهمون خیلی خیلی خوش میکذشت ..شاتای گروهم همیشه میزاشتم ...همین چند روز پیش مهسا رو دیدم گفتم چقدرررر دلم برای بچه ها تنگ شد پایه اید برنامه بچینیم بریم بیرون؟ مهسا از خدا خواسته کفت ارههه چرا که نه بزار دوباره گروه و راه میندازم هماهنگ بشیم منم دلم برای قبلا تنگ شده ..خیلی خوشحال شدم ...واقعا دلم براشون تنگ شده بود خوب ما ۸کلا دبیرستان باهم بودیم ...واقعا هم دوستای دبیرستان فرق دارن:)
ولی بعد دانشجو شدنمون ارتباط خیلی کم شد
حالا دوباره گروه ما دورهم جمع شد؛) قراره بریم باغ مهسا اینا...ولی بعد امتحانات من که از همه دیر تر تموم میشه🫠