جدیدا میرم بیرون به یک ضد آفتاب و یک برق لب یا ی رژاکتفا میکنم

البتع اینطوری میگم منظورم نیست کلاازایش عروس می‌کنم😂نه

یعنی دیگه خبری از خط چشم و ریمل و رژ نیست

کلا سادگی بیشتر میپسندم

امروز بعد مدت ها یکی از دوستانم دیدم

همین منو دید جا اینکه بگه دلم برات تنگ شده برگشته میگه عههه چرا زیر چشات گود افتاده سیاه شده! اونجا هیچی نگفتم فقط گفتن عه گودشده!؟ نمی‌دونم حالا با تعحب

والا خودم تعجب کردم من داخل آیینه گودی چشم و سیاهی ندیدم

حرفش خیلی فکرمو درگیر کرد

رد که شدیم به نازی میگم آجی تو که با من هیچ رودروایسی نداری زیر چشام گود شده؟ تو بهم نمیگی؟

نازی کپ کرداز حرکت واساد

اپل قشنگ بررسی کرد منو

میگه نههه

ولی من حرفش بهم برخورده بود چون این آدم اولین دومین بارش نبود هر دفه منو میدید ی زری میزد

ی دفنم برگشت گفت چرا آرایش نکردی ؟؟ چهرت خیلی خسته به نظر میاد

خو اخه به توچههههههه نمی‌دونم چرا به خودش اجازه میده درباره همچین چیزی هم نظر میده!

و من جواب دندودن شکمی بهش این دوبار ندادم تا دخالت نکنه نمی‌دونم جرا واقعا چیزی نگفتم

دوباره پرسیدم جدی؟

میگه گاوی فاطمه ؟؟؟به خدا نههه اسکول شدیا ی زری زد داری بهش فکر میکنی ؟؟؟

میگم اخه دفعه اولش نبود همچین چیزی گفت

میکه پس خاک تو سرت که نجویدیش چرا مارو جر میدی به اون هیچی نگفتی ی گوهی خورد بعدشم اصلا کوره نمیبینه تو لاغر شدی

سکوت کردم..حقیقتو میگفت من باید جواب میدادم چرا سر هرچیزی عصبی میشم الان که باید جواب میدادم ندادم

باید میگفتم منم مثل تو اون حجم کانسیلر و کرمپودری که استفاده میکنی و استفاده کنم زیر چشام از آینده توهم روشن تر میشه!

آنقدر حرفش رفت رو مخم از مامانم میپرسم

میگه نه گود نشده چرا؟

میگم همینطوری پرسیدم

میگم بگو ببینم ی جی شده

میگم فلانی گفته

مامانم بهش برخورد و باز خرف نازی تکرار کرد که چرا جوابش ندادی!

و الان حرصی ترین آدمم که چرا جوابش ندادم

این همون آدمی بود که میومد خونه ما بعد رفتنش کل خانواده میفتادیم به جون هم منم ارتباطم کلا باهاش کم کردم